دلم غم داره - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 21:19
ی صبح دیگه و ی عالمه بی صولگیه دیگه... دیشب که از شرکت رفتم از خودم لجم گرفته بود... داشتم فکر میکردم واقعا من از این زندگی چی میخوام؟ هرچی جلوتر میرم بی هدف تر میشم... برای هرچی میجنگم بیشتر ازش دور میشم... ی وقتایی بود ارزو داشتم ازد بودم تا به همه
اگر این شهر پر از آدمهاست - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 21:19
همه چی خوبه... عالیه... فقط من خوب نیستم... نمیدونم چه مرضی دارم که وقتی همه چی خوبه من خوب نیستم... الان اردیبهشته... اینجا هوا بهشته... کارم آرومه... رئیسه سر قولش واسه کار مونده... منم اینقدر رله شدم که خودم وقتی نیست همه کار میکنم و حتی امروز که
آزمایش - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 21:19
میخوام برم ی آزمایشی انجام بدم... اینقدر که نمیدونم چور رفتار کردن مناسبه که دیگه توی این سن دارم از خودم مایوس میشم... به یکی خوبی میکنی آبروت رو میبره... به یکی خوبی مکنی زندگیت رو میگیره... به یکی خوبی میکنی میگه زیادی خوبی... به یکی خوبی میکنی می
دست بردار - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 21:19
در مقام حرف همه آدما خیلی خوبن... اما موقع عمل افتضاح... با اینکه کلی تجربه های بالا و پایین دارم و خیلی وقتا وقتی کسی رو نصیحت میکنم؛ حرفایی میزنم که دقیقا خودم درکشون کردم؛ اما؛ بازم ی وقتایی توی بعضی موقعیت ها مغزم برای خودم یاری نمیکنه... بیشتر ا
تریپ غم - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
این روزا تریپ غمگینم... آهنگایی گوش میدم که به عمرم حاضر نبودم پلی کنم...  همینجوری ی گوشه واسه خودم میشینم و هی آهنگ و متن غمگین میخونم... رفتم ی کانال تلگرام عضو شدم که اینقدر حرفای قشنگ قشنگه غصه دار میزنه که دل آدم زار میزنه...  اما از
دنیای زندونی زندانه - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
چقد جالبه که وقتی غصه داری همه چیزای خوب برای غصه خوردنت پیدا میشه و همینجور آهنگ غم انگیز از در و دیوار میریزه... الان بی هوا یک کانال عضو شدم "اعتراف آخر" بعد یهو ی آهنگ گذاشت بی توجه دان کردم؛ آهنگ زندانی داریوش بود...  متنش رو دوس داشتم: وقت
از اون روزاس - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
امروز از اون روزاس که دلم میخواد الان از این در میرفتم بیرون و یهو سر از اون باغ بوتانیکال در میاووردم... دلم میخواست میرفتم و میرفتم و قدم میزدم و نفس میکشیدم... نمیدونم چرا بی هوا دلم هوای تنهایی کرده... کاش رئیسه بهم دو سه روز مرخصی میداد میرفتم ی
بهانه های تکراری - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
دلم یچیز خوشمزه میخواد... خیلی خوشمزه... الان نشکافه نمیخوام... چایی و آبمیوه هم نه... دنت و بیسکوئیت هم نه... پفک و کشک هم نه... یچیز خوشمزه... خیلی خوشمزه... شایدم دلم بهانه داره و فکر میکنه یچیز خوشمزه بخوره خوب میشه... شاید اگر الان یجای قشنگ بود
بغل درمانی - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
بی حوصلگی ادامه داره... هنوز به میانه راهشم نرسیدم... احتمالا ی مدت دیگه طول خواهد کشید... این هفته گروه میره دریاچه... جای سرسبزی نیست اگه نه میرفتم... بیابونه... البته فلامینگو داره اما من که نمیخوام عکاسی کنم... عشق پرنده هم نیستم... فقط درخت و سب
هلن - فقط تو نیستی که دروغ میگفتی - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
ی آهنگ دیگه... دانلود آهنگ   فقط تو نیستی که منو شکستیفقط تو نیستی که باهام نموندیتو این شب و روزای بی هیاهوفقط تو نیستی که منو سوزوندیمن همیشه به هرکی دل سپردمازش فقط یه خاطره برام مونداین همه تنها شدن و شکستنمنو دیگه از هرچی عشقه ترسوندفقط تو
معجزه بغل - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
داره دنیام عوض مشیه... هرچند وابستگیم به بغل یچیزیه که تمام نمیشه... اما دارم سعی میکنم به خودم و رویاهام مسلط باشم... دیشب باز رئیسه رو بغل گرفتم... یچیزی توی اون بغل هست که هیجا نیست و نبوده... ی کشش عجیب... ختی توی بدترین حال دعواهامون... رئیسه وق
بارون میاد - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 2:02
داره بارون میاد... و من توی اتاقم نشستم... همون کنج همیشگی... و معین و هلن گوش میدم...  از اینکه هنوزم دلم میخواد توی بارون قدم بزنم خوشحالم... و از اینکه دارم بازم سرکوب میشم و تمام میشه همه اشتیاقم دلم میگیره... داشتم فکر میکردم اگر ی دوس داشت
تازه فهمیدم چی به چیه! - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
تازه فهمیدم دنیا دست کیه!! تازه معنیه حرفای رئیسه رو فهمیدم! تازیه گرفتم جریان چیه! هیچ وقت اینقدر خنگ نبودم! اما این بار گند زدم!! تازه فهمیدم رئیسه از شرکت انرژی منفی نمیگیره! این منم که موجب شده از شرکت انرژی منفی بگیره وگرنه کی از مال و دفتر و دستکش انرژی منفی میگیره! تازه فهمیدم این منم که موجب...
رسما خداحافظ - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
دردناک ترین حرفی که میتونی بشنوی؛ اینه که از زبون اونی که دوسش داری بشنوی که برو با یکی دیگه! هیچی مثل این جمله دلت رو خالی نمیکنه... یعنی با اینکه میدونی بالاخره ی روزی شاید بره اما دوس داری هی به خودت بگی که قرار نیست این دوست داشتن تمام بشه...  دل ادما دله؛ بازیچه نیست... نمیشه یکی بیاد و بمونه و...
اردیبهشت - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
دیروز رفتیم بهشت... عالی بود... عالی هم یچیزی بیشتر... هوا اینقدر لطیف بود و آدما اینقدر مهربون و صمیمی که دلم خواست برم پیرمرده رو ببوسم... ی لحظه دلم برای بابابزرگم تنگ شد و بغض کردم و شاید اگر کسی نبود گریه میکردم... همه جا سبز بود... پر از گل و گیاه... آب بود... و درخت و سایه و پرنده...  بلبل......
آهنگ معین میخوای آغوشتو از من بگیری - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
دیروز برگشتنی؛ دم غروب؛ توی ماشین اکبری ی آهنگ آمد از معین... هرچند با معین حال نمیکنم اما این شعرش توی اون حال دلمو برد... متن آهنگ معین میخوای آغوشتو از من بگیری میخوای آغوشتو از من بگیریمث دیوونه ها تشبیش دارمآخه میدونم اینو بی تو هر شب چه روزای بدی در پیش دارم میخوای یادم بره روزای خوبوکه توی خا...
موی سفیدو توی آینه دیدم - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
از اون روزی که رئیسه اب پاکی رو ریخت روی دستم؛ دیگه حتی فکر به اینکه بخوام یک بار دیگه برای یکی انرژی بزارمم آزارم میده چه برسه به اینکه بخوام واقعیش کنم... اینقدر بی حوصله و بی خیال شدم که حتی از اون کانال های تلگرامم انصراف دادم... دیگه دوس ندارم برای کسی از اون لباسا یپوشم... حتی از دیدن لباسای م...
دوره ترک عادت - تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 5:06
امشب باز حسابی بی حوصله ام... ی وقتایی حسابی دلم برای خل بازیای مهدی تنگ میشه... و آرزو میکنم کاش آدم بود و برای همین خل بازیا هم که شده مونده بود... توی اینجور کارا خیلی خوب بود... توی بدترین شرتیط روانی هم که بودم به زور و اصرار میبردم بیرون یا حداقل ی کافی شاپ و بالاخره شب رو میگذروندیم... اما خب...
خسته ام که البته تکراری نیست - تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 9:28
نمیدونم چرا این روزا هرچی بیشتر میخوابم باز بیشتر خوابم میاد... نمیدونم فصل بهار موجب این همه کسالت شده یا من اینقدر خسته ام که سیر از خواب نمیشم... یعنی یجوری شدم که هر روز صبح از اینکه باید بلندشم بیام سر کار کسل میشم... میدونم که بی انگیزه شدم... البته خداروشکر کارم نیازی به انگیزه نداره... اینقد
کاش معتاد میشدم - تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 9:28
داشتم تلگرام ورق میزدم... دیدم چقدر امکانات برای یادگیری! یعنی ی روزی بود من پرپر میزدم که بتونم ی کلاس نقاشی برم یا ی کلاس زبان ثبت نام کنم... اینقدر منابع کم بود و کلاسا گرون و رفت آمد واسه ما که بابامون ی کارمند بود سخت بود که فقط توی رویاهامون میتونستیم به ارزوهامون برسیم... بعد الان هزارتا سایت

برچسب‌های مرتبط

از فرت خستگی | مالدیو تور | مالدیو بهشت روی زمین | فکر آزاد | فكر آزاد | فکر آزادی | یعنی تا این حد | پروژه جدید شیراز | پروژه جدید ناسا | پروژه جدید اصفهان