ی روز دیگه | بلاگ

ی روز دیگه

تعرفه تبلیغات در سایت

آخر هفته... 

امروز اینقدر هوا خوب بود که خیلی دل کندن از رختخواب برام سخت بود... ی باد خنک صبحگاهی و ی سایه سنگین... همینجوری هی بهت میگفت بخواب بخواب بخواب...

ولی خب نمیشد دیگه...

اگر این تعطیلی های مسخره وسط هفته نبود و آخر هفته دو روز تعطیل بود من دیگه مجبور نبودم این هوای خوب امروز رو بیخیال بشم و بیام شرکت...

بعد از مدتها از اینکه خوابم میادمد تعجب کردم... به لطف قرص های گوگولی شبا خوب میخوابم... و تقریبا هرروز کاملا هوشیارم... اما امروز نبودم...

حالا حساب کن این کسالت رو برداری بیای سر کار!

کلا از کار خسته شدم... 

دیشب باز مجبور شدم کلی زر بزنم پشت تلفن... هرچند خیلی فایده نداره ولی خب هنوزم فکر میکنم باید یچیزایی رو در جریان باشن... بعد از اون همه حرف بی نتیجه و شنیدن جمله های تکراری و وعده هایی که هیچ وقت عملی نمیشه حالم زیاد خوب نیست؛ وعده های قبل از عید و یک شروع متفاوت اول سال؛ رسید به شیفت شدن ماه دوم سال و بعد استارت هفته سیزدهم و حالا هفته شونزدهم و ماه چهارم سال... و میدونم که این بی نتیجه گویی ها چیزی جز همون وعده های همیشگی نیست... اینکه عادت کردم کمتر زر بزنم و اینکه دیگه غرغر نمیکنم دلیل به بهبود کار نیست؛ تصمیم عاقلانه ای بوده که گرفتم و هیچی هم تغییری نکرده!! اما خداروشکر الان با فیلم و کتاب سرگرمم...

وورونیکا خوندم... جالب بود... ی روزمرگی توی کارای مردم رو به ی زبون دیگه نوشته بود... هرچند تهش هندی بود اما حرفاش همه رو درک میکردم... انگار واسه همه این اتفاقات روحی و روانی و عشق و مسخره بازی میفته... چقدر آدما بیخودن!

کتاب نخونده زیاد دارم... و البته ی کانال که کلا اسمش کتاب مجازیه... وقت زیادی از آدم میگیره و عادت خوبی برات میاره...

البته سرگرم شدن با کار؛ از نوعی که دوس داری هم شاید واسه عصرا بد نباشه... دارم بهش فکر میکنم... 

شاید هنوز بتونم یجوری نیرو و ذوق از دست داده ام رو برگردونم... هرچند آدما همه مثل هم هستن...

فردا بچه های عکاسی دارن میرن سبلوئیه... جای قشنگیه اما خب به تکرارش نمی ارزه و مخصوصا بودن رز... حدیث دلش میخواد بره اما من اصلا بهش فکر نکردم که ی روز جمعه رو دوباره بخوام نخوابم... اون هفته اصلا از نرفتن لاله زار پشیمون نشدم... فکر به گرمای وحشتناک هوا و آفتاب دیوونه کننده بود...

نمیدونم شایدم رفتم... اما خب اونا هم دیگه مثل قبل حال و هوای خوبی بهم نمیدن... آدما خیلی بدن... همشون... همه ی همه... 

 

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 22:29