بفرما قهوه تلخ!

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
من الان میمیرم... اینقدر بدنم ضعف داره که احساس میکنم الان تمام میشم... ی شب کامل بی خوبی کشیدم... ی روز کامل پیاده روی کردم... 24 ساعته هیچی نخوردم... و حالا پری آمده دارم میمیرم... نمیتونم حتی روی صندلی بشینم... اصلا حوصله ندارم که با کسی حرف بزنم
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
اینقدر فکرم خسته اس که اصلا معنیه مقاومت و سعی کردن و صبر کردن و خواستن برای تغییر رو نمیفهمم... الان فقط میخوام یا معجزه بشه و همه چی رو فراموش کنم؛ یا بمیرم و همه چی تمام بشه... وگرنه هیچ برنامه ای برای تغییر یا حس خوب یا هر کوفت دیگه ای ندارم... ح
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
بله و بلا! نمیتونم جلوی خنده ام رو بگیرم... آخ آخ از بس توی دلم خندیدم دلدرد شدم... خیلی با حال بود... همچین دلم به غش و ضعف افتاد از این اتفاق که با همه بی حسی که توی وجودم موج میزنه همینجوری دارم ولو میشم از خنده... بیچاره این مرده از خجالت... هی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
یکی از کاریی که من به صورت مکرر وقتی تنها هستم انجا میدم فال گرفتن و حافظ خوندنه... اینقدر میخونم و فال میگیرم تا بالاخره ی چرت و پرتی به دلم خوش بیاد و یجوری دلمو بهش خوش کنم... این روزا هم همین کارو میکنم به شدتی که ی کانال هم عضو شدم... فال... روز
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
امروز داشتم ی فیلم میدیم که ی قسمتش تایلند بود... با اینکه نرفتم اما از تعریفای رئیسه و یاد اینکه ی روزی اینجا بوده با ذوق به تصاویرش نگاه کردم... بعد یهو همه خاطرات سفرش و عکسایی که فرستاده بود و چت هاش یادم آمد... کلا ی پوشه داره توی لب تابم که همه
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
امروز خیلی از دیروز بهتر بودم...  با همون حس خوب دیشب بیدار شدم...  دوباره هم دارم قرصم رو میخورم... برای همین میدونم که بهتر میشم... میخواستم امروز برم دکتر که علی دیروز ماشینش رو بی خبر فروخت! شاید اگر گفته بود داره 9.5 میفروشش ی فکری بر
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت: 18:32
برچسب‌ها :
چه شب عجیبی بود دیشب... چقدر یهویی و چقدر متفاوت... همیشه فکر میکردم دیگه حس متفاوتی توی این دنیا نیست که من تجربه نکرده باشم و اصلا دیگه حس و حالی نیست که برام جدید باشه و بتونه منو سر ذوق بیاره... اما دیشب دوتا حس جدید تجربه کردم... خیلی جدید... کا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:21
برچسب‌ها :
ی صبح دیگه و ی عالمه بی صولگیه دیگه... دیشب که از شرکت رفتم از خودم لجم گرفته بود... داشتم فکر میکردم واقعا من از این زندگی چی میخوام؟ هرچی جلوتر میرم بی هدف تر میشم... برای هرچی میجنگم بیشتر ازش دور میشم... ی وقتایی بود ارزو داشتم ازد بودم تا به همه
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:19
برچسب‌ها :
همه چی خوبه... عالیه... فقط من خوب نیستم... نمیدونم چه مرضی دارم که وقتی همه چی خوبه من خوب نیستم... الان اردیبهشته... اینجا هوا بهشته... کارم آرومه... رئیسه سر قولش واسه کار مونده... منم اینقدر رله شدم که خودم وقتی نیست همه کار میکنم و حتی امروز که
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:19
برچسب‌ها :
میخوام برم ی آزمایشی انجام بدم... اینقدر که نمیدونم چور رفتار کردن مناسبه که دیگه توی این سن دارم از خودم مایوس میشم... به یکی خوبی میکنی آبروت رو میبره... به یکی خوبی مکنی زندگیت رو میگیره... به یکی خوبی میکنی میگه زیادی خوبی... به یکی خوبی میکنی می
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:19
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد